تبليغاتX
###گوگوش یک افسونگر###

###گوگوش یک افسونگر###

ادبی

عهد و پیمان و وفا یاد تو هست؟

                         آن صداقت آن صفا یاد تو هست؟

من تو را یاد دارم...با تمام احساس ..من تنهایی ام را با تو تقسیم کرده ام.روزهایم بی تو

تکرار روز مرگی هاست و من خسته تر از هر روز ادامه می دهم...

دوستان خوبم سلام...

این روزها روزهای چندان جالبی نیست چون همه یا محصل هستین یا دانشجو و در حال

امتحان دادن هستین...امیدوارم موفق باشین....وهمچنان خواننده وبلاگ من باشین...

www.sibesorkh20.blogfa.com

 

"من هنوز زنده ام"

حرف تازه ای به خاطرم نمی رسد

ورنه با تو حرف می زدم

من هنوز زنده ام

آفتاب پشت ابر مانده ام

من در این سکوت

بارها برایتان

شعر گفته ام -شعر خوانده ام

من خیال نیستم

هستم و هنوز

معتقد به واژه زوال نیستم

حرف تازه ای به خاطرم نمی رسد

ورنه-لال نیستم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 20:37  توسط دیبا  | 

     چو گلدان خالی لب پنجره

                پر از خاطرات ترك خورده ايم

خوشحالم...خوشحالم...چون لا اقل براي اينكه تو را در خواب ببينم..از هيچكس اجازه نخواهم گرفت...

دوستان عزيزم سلام...

خوشحالم كه باز فرصتي پيش اومد تا بنويسم...كمي دلم گرفته ...حتما شما

 هم خاطراتي دارين كه وقتي بهشون فكر مي كنين دلگير ميشين...مثل من..

اما خوب بايد اين رو پذيرفت كه زندگي هميشه با خاطرات خوش نخواهد بود...

من اما اميدوارم خاطرات خوبتون بيشتر از تلخها باشه.

با اين اميد شعر زير از محمد بهمني رو تقديمتون ميكنم...

www.sibesorkh20.blogfa.com

 

"مرا ببخش اگر چشم نكته بين دارم"

تو آسماني و من ريشه در زمين دارم

هميشه فاصله اي هست-داد از اين دارم

قبول كن كه گذشته ست كار من از شك

كه سالهاست به تنهايي ام يقيين دارم

تو نيز دغدغه ات از دقايقت پيداست

مرا ببخش اگر چشم نكته بين دارم

بخوان و پاك كن و نام خويش را بنويس

به دفتر غزلم-هر چه نقطه چين دارم

كسي هنوز عيار تو را نفهميده است

منم كه از تو به اشعار خود نگين دارم.

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 17:35  توسط دیبا  | 

دوستان عزیزم سلام...

بعد از یک سفر کوتاه مدت من بر گشتم برای شروعی بهتر با کوله باری از تجربه ها...

باید از لطف شما تشکر کنم که مثل همیشه در کنارم بودین...

لحظاتی در زندگی هست که حس می کنی باید دور بشی از همه چیز و همه کس و

 به خودت نزدیک بشی و خودت رو پیدا کنی...این لحظات برای منم پیش اومده

 بود رفتم و به خودم رسیدم...

و ای کاش همه بتونن خود حقیقیشون رو پیدا کنن...با هر شکستی جا نزنن

 و زندگی رو به کام خودشون و دیگران تلخ نکنن...

خوب شعر زیر از مجموعه اشعار محمدعلی بهمنی یکی از شاعران توانا هستش

 که تقدیمتون می کنم...

 

 

 

 

www.sibesorkh20.blogfa.com

"خسته"

از زندگی-از این همه تکرار -خسته ام

از های و هوی کوچه و بازار-خسته ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه

امشب دگر ز هر که و هر کار -خسته ام

دل خسته -سوی خانه-تن خسته می کشم

آوخ...کزین حصار دل آزار-خسته ام

بیزارم از خموشی تقویم روی میز

وز دنگ دنگ ساعت دیوار-خسته ام

از او که گفت:((یار تو هستم))ولی نبود

از خود که بی شکیبم و بی یار-خسته ام

تنها و دل شکسته و بیزار و بی امید

از حال من مپرس که بسیار -خسته ام

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 15:49  توسط دیبا  |