تبليغاتX
###گوگوش یک افسونگر###

###گوگوش یک افسونگر###

ادبی

اگر تنها ترین تنهایان شوم٬باز خدا هست٬ او جانشین همه نداشتن هاست...

نفرین و آفرین ها بی ثمر است...اگر تمامی خلق گرگها هار شوند و از آسمان٬ هول و کینه

بر سرم بارد تو مهربان جاودان آسیب ناپذیر من هستی...

ای پناهگاه ابدی! تو می توانی جانشین همه بی پناهی ها شوی...

                                                                                  " دکتر شریعتی"              

sibesorkh20

سلام به همه دوستان خوبم...

ممنون از همگی که همیشه من رو مورده لطف خودتون قرار دادین...

ای کاش روزی بشه چشم باز کنم و ببینم تمام کابوسها به آخر رسیده...دیگه نه تو هستی و

نه حتی خاطرات تلخ تو...کاش از من دور میشدی...میرفتی به جایی که بازگشتی نداشت...

یا من میرفتم به جایی که هرگز تو رو نبینم...

برای امشب شعری از حمید مصدق رو براتون انتخاب کردم که امیدوارم دوست داشته باشه باشین.

شعر و خشم و شرم"

بسیار شعر های مرا

                         - آب جویبار

با خویش برده است

آن شعرها که از سر خشم آفریده ام

و جز من و نسیم

                    - کس آن را نخوانده است

آن شعر های حاصل خشم و خروش را

وقتی سروده ام

کز شدت غرور تو بی تاب می شدم

آن شعر ها اگر به دست تو می افتاد

از شرم پیش چشم تو من

                               آب می شدم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 22:52  توسط دیبا  | 

بهار را دوست دارم و تو را ای دوست که از هر چه بهار بهتری

بهار را دوست دارم چون مثل حرفهای تو سبز است...

sibesorkh20

دوستان عزیزم سلام...

سال نو رو به همگی تبریک میگم و آرزویه سلامتی دارم

برای تمامیه شما...

خوب این اولین نوشته من در سال جدید هستش...امیدوارم

مثل همیشه خواننده وبلاگ من و همراه من باشین...

برای این هفته یک طنز در مورده ویروسی بنام عشق قرار

دادم که امیدوارم خوشتون بیاد..

 

 

sibesorkh20

"ویروس عشق"

چيزی که توی مملکت اصيل و با فرهنگ ما زياده، چيزی نيست جز عشق و عاشقی.

هرکسی با يه نگاه، يا صدا عاشق مي‌شه و يا بلعکس متنفر مي‌شه!

اصولا گيرنده‌های رمانتيک قلب ما ايرونيا خيلی آنتن دهيش قويه و اتومات و فوری جواب می‌ده.

اونچيزی که اينروزا ما اسمشو گذاشتيم عشق چيزی جز يه ويروس نيست.

ويروسی که از طريق چشم ها، آهنگ صدا، نوشته ها و تصاوير، اصطکاکات و... منتقل ميشه و فوق‌العاده خطرناکه....

وقتی اين ويروس خوشگله وارد تن آدم ميشه يه سری اتفاقاتی به شرح زير صورت مي‌گيره:

1- بالا رفتن دمای بدن (يه چيزی تو مايه‌های تب)

2- افزايش ضربان قلب و اضطراب و هيجان.

3- کم اشتهايي و يا بلعکس.

4- بی تفاوتی نسبت به همه چيز غير از عامل انتقال دهنده ويروس.

5- بی‌خوابی و آبريزش از چشم و گاهی بينی و بعضی موارد از دهان.

6- سردرد، گلو درد، دل درد، درد مواضع ماهيچه‌ای گردن و ستون فقرات و کمر و اجزای وابسته.

7- فلج موضعی مغز و عدم قدرت تصميم‌گيری عقلانی.

8- تمايل شديد به شماره‌گيری تلفنی.

9- تزلزل شخصيتی و افت قدرت اعتماد به نفس و تمايل به مرگ.

10- تمايل به خنديدن يا گريه شديد.

11- افزايش شديد ميل خودکشی.

12- ضعف شديد و کلی دستگاه عمومی بدن.

13- تمايل شديد به خواندن شعر، شنيدن ترانه و دراز کشيدن روی تخت.

14- فوران آه‌های متمادی از ته دل.

15- گيجی، منگی، قاط زدن و ميل زياد به پياده روی.

16- اعتياد به سيگار، ترياک، هرويين، مرفين، کوکايين، کافئين، وازلين، استالين و ...ـئين.

17- فعاليت فوق‌العاده سلول‌های تصوير سازی و تخيل مغز.

18- قاطی کردن شب و روز و ماه و سال و پارکينسون موضعی مخ.

19- نياز شديد به محبت و آب يخ و چای و آب قند شور داده شده.

20- توجه بيشتر به آيينه و وسواس شديد صورتی.

21- تمايل بی‌اندازه به تکيه کردن به يک شخص يا پشتی محکم.

22- خواب روزانه و تغيير هويت شخصی از آدم به جغد و گاهی شغال.

23- مبتلا شدن به بيماريهايي از قبيل مازوخيسم، قانقاريا، کم‌حرفيسم، ورميسم چشمی، کوتاهی قد و وبا!

24-  افسردگی و ... مرگ.

همونطور که مشاهده كرديد، اين ويروس شهرام پهرام حاليش نيست. بی‌رحم و نامرده و توی تن هرکی بيفته فيتيله پيچش ميکنه.

اين ويروس هيچ جوری هم درمون نميشه مگه اينکه يه جورای خاصی دوباره به تن کسی اين ويروس رو منتقل كرده، برگردانده بشه!!

القصه... بد درديه اين عشق. شاعر ميگه:

زدست ديده و دل هر دو فرياد / که اين عشق است که ما را داده بر باد

و يا : عشق من منو صدا کن / اين ويروسو از تنم جدا کن

خلاصه... اين از جريان عشق آلوده امروزی که ترکيبيه از شهوت، سکس، ذره هايي از عشق اصيل فراموش شده، تنها گريزی، پولداری، بيکاری، اينترنت، چشم و هم چشمی و....

و اما در اين بيماری هيچوقت انتقال دهنده اوليه ويروس مقصر نيست بلکه اون گيرنده است که يه جورايي خودشو ميندازه توی بدبختی و بيماری عشق.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 3:29  توسط دیبا  |