آنکه در عشق تو بی نام و نشانست ٬ منم
دوستان خوب و عزیز و با معرفتم سلام...![]()
سر نوشته منم شده شبیه پری شعره فروغ فرخزاد...اونکه هر روز
با یک بوسه زنده میشه وشب هنگام با یک بوسه میمیره...![]()
نگاه میکنم به پشت سرم و میبینم اونی که
بودم خیلی از من دور شده یا من از اون دور شدم...
زندگیه من این نبود ...مثل هیچ زندگی نبود...من نه عاشق بودم
و نه میدونستم عاشق شدن چه جوریه...![]()
![]()
ولی حالا زندگیم به یک بوسه وصله....![]()
میدونم یه روزهمین جور که لب زندگی رو بوسیدم لبهای
مرگ رو هم خواهم بوسید...
قبل از اینکه شعر رو بنویسم لازمه از دوستای خوبم در
وبلاگهای مختلف تشکر کنم که در نبودم
جویای احوالم بودن و منو مورده لطف خودشون قرار دادن..![]()
.و میخوام که برای مامانم دعا کنین
چون حالش خوب نیست...![]()
![]()
![]()
![]()
...من پری کوچک غمگینی را
می شناسمکه در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
می نوازد آرام آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.
