تو اول اومدی یا من؟...
تو رفتی یا من؟ کی موند تا تنها ادامه بده؟...اصلا مگه ممکنه اینجوری
ادامه داد...
از دیروز یه ستاره ی کوچولو داره بینه من و دوستام جابجا میشه...
ستاره ی شب ولنتاین توی گوشی های موبایل آیا می تونه عشق
رو ساطع کنه؟...نه عشق لیاقتش بالاتره این حرفاست...
امشب شروع وبلاگ مثل همیشه با یه سلام ساده نبود...فردا ولنتاینه...
روزه عاشقای واقعی...روزه دوستی های ساده ی امروز و فردا نیست.
روزه کادوهایی که داده میشه تنها به خاطره یک اسم نیست...
ولنتاین روزیه که به تو یاد آوری میکنه من و تو ٬ حالا ما شدیم...و این پیوند
از عشق بدست اومده...
عشق با روح شقايق زيباست، عشق با حسرت عاشق زيباست،
عشق با نبض دقايق زيباست، عشق با زهر حقايق زيباست،
عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست
آره عشق زیباست٬ و ما باید باعثه این زیبایی باشیم...با فداکاریهامون٬
برایه هم...
به دوستای خوبتون فردا ٬ به جز کادویه ولنتاین که یک چیزه مرسومه٬
عشق بدین...در کنارشون باشین و پشتشون رو خالی نکنین...
این روز رو به همگی تبریک می گم...و آرزویه یه روزه خوب رو براتون دارم...
"نفرین"
ای عاشقان عهد کهن
نفرینتان به جان من
او را رها کنبد
نفرین اگر به دامن او گیرد
ترسم خدا نکرده بمیرد
از ما دو تن به یکی اکتفا کنید
او را رها کنید...

